1- حکم صادره از دادگاه که متعاقب درخواست ابطال رأی داور صادر میشود، تابع احکام مقرر برای شکایت از آراء از جمله در خصوص اعاده دادرسی است. بنابراین، در فرضی که پس از مردود اعلام شدن دعوای ابطال رأی داور حکمی از دادگاه مدنی یا جزایی صادر شود که با فرض موجودیت آن در زمان رسیدگی به درخواست ابطال رأی داور، میتوانست مؤثر تلقی شود، باعث نمیشود که دعوای ابطال رأی داور مجدداً قابل طرح و رسیدگی باشد امّا در صورتی که با یکی از بندهای ماده 426 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب درامور مدنی 1379 منطبق باشد، ممکن است موجبات اعاده دادرسی نسبت به رأی دادگاه را فراهم آورد و یا از موارد اعمال ماده 477 قانون آئین دادرسی کیفری 1392 باشد که تشخیص مصداق حسب مورد با دادگاه رسیدگی کننده است.
2-با عنايت به مواد 489 و 480 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني مصوب 1379، درخواست ابطال رأي داور از مصاديق دعاوي غيرمالي است هر چند موضوع رأي داور مالي باشد
3-با توجه به صدر مادّه 489 همان قانون، رأي داور در صورتي كه مشتمل بر يكي از موارد مذكور در اين مادّه باشد، باطل است و قابليت اجرايي ندارد، بنابراين همان گونه که هرگاه از سوي يكي از طرفين، درخواست اجراي رأي داور شود، دادگاه مكلف است رأي داور را از جهات مذكوردر مادّه ياد شده، بررسي کند. هر گاه یکی از طرفین دعوای ابطال رأی داور را مطرح کند نیز بررسی رأی داور از همه جهات مذکور، تکلیف دادگاه می باشد