ثانیاً: فلسفه وضع ماده 236 قانون آیین دادرسی کیفری 1392، ترغیب کفیل یا وثیقهگذار به معرفی متهم یا محکومعلیه قبل از اتمام عملیات اجرایی(مربوط به اخذ وجهالکفاله یا ضبط وثیقه) با برخورداری از امتیازی است که در ماده مزبور پیشبینی شده است و با فرض صدور قرار موقوفی اجرای حکم، قرار منع یا موقوفی تعقیب یا حکم برائت قطعی مطابق ماده 251 این قانون، پرونده مختومه شده و نیازی به معرفی متهم یا محکومعلیه نمیباشد و مراد و مقصود اصلی مقنن که مختومه شدن پرونده بوده است نیز حاصل شده است و لذا محرومیت کفیل یا وثیقهگذار که با مختومه شدن پرونده، معرفی متهم یا محکومعلیه از سوی وی فاقد اثر است، از ارفاق قانونی مذکور در ماده 236 قانون یاد شده منطقی و منصفانه به نظر نمیرسد.
ثالثاً: دستور دادستان مبنی بر رفع اثر از دستور ضبط وثیقه یا اخذ وجهالکفاله موضوع ماده 236 قانون آیین دادرسی کیفری 1392، یک دستور قضایی است و چنانچه دادستان متوجه شود که در صدور دستور مزبور، مقررات قانونی رعایت نشده و یا صدور این دستور بر اثر اشتباه بوده است عدول از آن از جانب دادستان فاقد اشکال قانونی است.